تبليغاتX
گردان تخریب
دوكوهه، آيا دوست داري كه پادگان ياران امام مهدي(عج) نيز باشي؟ پس منتظر باش!

 

بحمدلله خداوند یه بار دیگه توفیق نصیبمون کرد 

و عازم دوکوهه مون کرد.

انشاالله که بتونیم خادم شهدا باشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط جامانده در دوکوهه | 

 ایستگاه دوکوهه

دوکوهه قطعه ای از خاک کربلاست"اما در این میان" حسینیه را قدری دیگر است. کسی می گفت:کاش حسینیه را زبانی بود تا با ما بگوید از آن سری که میان او و کربلاست. گفتم: حسینیه را آن زبان هست کو محرم اسرار؟

 

گویی شهیدان دشت دوکوهه سر از خاک برداشته به حالت احترام از ما استقبال می کردند"چشمهایشان را دیدم"در نگاهشان هزاران نکته بود. احساس شرمندگی نمودم.خودم را در مقابل آنان هیچ می دانستم.دلم می خواست از نگاه تیزشان فرار کنم. اما مگر می شد؟ فهمیدم به من چه می گویند. دست قطع شده ای را دیدم که با اشاره ای گفت: بنویس. پیکر پاره پاره ای را دیدم که با حسرت می گفت:چه کردید؟ سر جدا شده ای را دیدم که می گفت: این راه ما بود راه شما چیست؟ آری من دشت وسیع دو کوهه را دیدم" من هزاران نکته را با چشم دلنواز  به خون افتادگان شنیدم.من فریادشان را با گوش دل شنیدم" که ما رفتیم کار حسینی کردیم" شماها ماندید چه کردید؟

 

دو کوهه تو می دانی آیا کجاست؟

دوکوهه دو رکعت خلوص و صفاست

توگفتی"دوکوهه.دل من شکست

دوکوهه پراز یاد حاج احمد است

دوکوهه نیستان همدردی است

دوکوهه بهشت جوانمردی است

بود زادگاه بهار این دیار

ازآن می وزد بوی جانبخش یار

دوکوهه بود سرزمینی غریب

از آن می وزد بوی فتح قریب

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط جامانده در دوکوهه | 

 

  

عادت داشتند با هم بروند منطقه؛ بچه‌هاي يك محله بودند. فرمانده‌شان كه يك سپاهي از اهالي همان محل بود، شهيد شد. همه‌شان پكر بودند. مي‌گفتند شرمشان مي‌شود بدون حسن برگردند محلشان. همان شب بچه‌ها را براي مأموريت ديگري فرستادند خط. هيچ كدامشان برنگشتند. ديگر شرمنده‌ي اهالي محل نمي‌شدند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 4:32 قبل از ظهر  توسط جامانده در دوکوهه | 
 

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من از حكايت شيرين بوسه مي گويم، بوسه اي به گرمي تركش به داغي سوزش. من از كمان دو ابرو مي گويم كه پيوستگي اش را مديون رد قناسه بود. من از تن وتانك مي گويم، از رد شني بر روي پيكر لاله ها. من از تماميت ايمان مي گويم. اينجا گرچه صداي گلوله هاي سربي فراوان است، ولي صداي بال فرشته ها را مي توان شنيد.
كاش بوديم و معراج شقايق ها را ميديديم. بي رحمي است بريدن سر لاله ها، اما اينجا يعني رسيدن و كسي براي ماندن نيامده است.
اينجا صداي تيرخلاص تار و پود ذهن را شكنجه مي دهد، اينجا شبهاي عمليات خورشيد حكمراني مي كند، شب هاي عمليات شب هاي آفتابي است. ستاره اي بود كه وسط ميدان مين مي درخشيد دلم نيامد پا رويش گذارم، ولي پاهايم را گرفت و روي سينه اش گذاشت. چقدر مي سوزد، از گرمايش وجودم سوخت، رد شدم اما چشمهايم بر عظمتش باراني شده بود، سخت است بخواهي بگذري آن هم از چيزي كه روزگاري به آن عشق مي ورزيدي؛
كاش ميديدي اينجا بازار شفاعت گرم است،بازار(حلالم كن برادر)...
(ميروي و گريه مي آيد مرا) و چقدر حيف كه از آن تنها زخمي مانده تا يادت نرود كجايي...
حيف است اگر از لحظه هاي تنهايي نگويم؛ ديدن صحنه هاي(الهي العفو...) عجب صفايي دارد، وقت غروب ياد دلهايي ميافتي كه پر مي كشيدند تا علقمه و زمزمه مي كردند:يا عباس(ع) و از هر تپش قلبشان يا حسين (ع) ...
من برايت از خردل مي گويم، از ميكروبي، از آن لحظه اي كه نفس ديگر ياري نمي كرد و ريه ها بوي ملكوت مي گرفت...
عجب روزگاري است؛
امروز بدجوري دلم هواي شرجي كارون را كرده است، دلم مي خواهد باز سرماي غرب تا مغز استخوانم برسد اما با گرماي لبخند همسنگرم تا عمق وجودم گرم شوم؛

چقدردلم هواي رمل هاي فكه را كرده است ...

امروز پاهايم گير است به بندهاي دنيا ولي ديگر از آن همه خوبي خبري نيست. چقدر دلم هواي اروند را كرده، هواي غواص ها، والفجر هشت، هواي مين هاي خورشيدي، هواي بدن هاي پاره پاره، موج خون درد...
چقدر ياد مجنون دارد اين دلم، ياد تنها ترين جزيره عالم، ياد هورها و ني ها، چقدر زمزمه ها اينجا زياد است، چقدر سينه هاي پاره كه منتظرند تا ني نامه هايشان خوانده شود.
(بيا اي دل از اينجا پر بگيريم) چقدر بوي گل مي دهد روزهايم اما حيف كه گل ها رفته اند.
ديروز باغباني را ديدم كه در فراغ گل هايش زار مي زد، ياد گردان كميل افتادم، حبيب،عمار و يك لشكر پر از لاله ...

ديگر بس است، يادها هجوم آورده اند و كسي نام مرا مي خواند...


نوشته های پیشین
بهمن 1387
مهر 1387
فروردین 1387
پیوندها
حرف حسابی
پلاک
به نام بازسازی
رهروان شهدای تخریب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM